تبليغاتX
زیر نور ماه - انسانم آرزوست
دست نوشته های یک طلبه + افاضات مدعی العموم

ازاین همه زنده بودن وزندگی نکردن خسته بود...

دلش می خواست آرام بگیرد. می خواست کوه باشد؛بایستد. طوفان هم حریفش نباشد.خواست...

خدا گفت کوه بودن خوب است...

ایستادن هم. اما دویدن نمی خواهی؟ نمی خواهی جهان را تماشا کنی؟

خواست که قاصدک باشد؛ پروازکند و بر آسمان بدود.کوچک وظریف؛ به هرسو سرک بکشد!!

خدا گفت: قاصدک بودن خوب است. پرواز هم. اما دویدن، پرسه زدن تا کی؟ خسته نخواهی شد؟

پس خواست انارباشد؛ سرخ و عاشق. قلبش بتپد. بماند وبرسد اما برشاخسار جلوه کند!

خدا گفت: اناربودن خوب! سرخ و عاشق بودن هم... اما لب گشودن، سرودن، نجواکردن نمی خواهی؟

خواست قناری باشد؛ نغمه سردهد و شوری بپاکند. پروازهم بداند...

شنید که خدا می گوید: قناری بودن خوب است، نغمه سردادن و پرواز دانستن هم.

آیا دلی نمی خواهی به قدر دریا؟ آزادی نمی خواهی؟

و باز هم خواست دریا شدن، آبی و آرام ،سیال و آزاد...

اماندا آمد دریا شدن، قناری بودن، چون انار روییدن، چون قاصدک پریدن و ایستادن مثل کوه خوب است. اما آیا اشک نمی خواهی؟ دستی نمی خواهی برای یاری رساندن؟ پایی برای رفتن تارسیدن؟دلی برای عاشق شدن؟ قلبی برای تپیدن؟ و عقلی برای یقین؟

و خدا خواست که انسان  باشد! برایش درلوحی نوشته بود، که هم عاشق باشد، هم عاقل! گوهر اشک را نثارش  کرده بود و نعمت تپیدن قلب!! نعمت بودن. خوب بودن. دستی و پایی و سری با سودای دوست تا محکم بایستد و یا خیالش به پرواز درآید به هر جا....

نیکو باشد و جلوه کند برشاخسار هستی. نوای خوش نجوا بادوست را سردهد و آزاد که چگونه  باشد...

وانسان، شد...!

خدا کنارش ماند، نزدیک نزدیکش...

فرشته ها را فرستاد تا حافظش  باشند. نگهبان دست و دل و چشم  و وجودش.

هنوزهم گمشده ای داشت.

پس، ماند. شناور در دریای ادراکش و غرق در محبتش. تشنه بود اما!!

می دانست آنچه را می خواهد درخود پیدا می کند. دست به کار شد .آن قدر خود را کاوید و کاوید تا

سرانجام فطرتش را یافت!!

از آن پس هر روز کنار جاده ی هدایت با دسته گلی ازنرگسهای امید چشم به راه مسافری است که

خدا وعده ی آمدنش راداده...

( م. طباطبایی فر )


فطر نوشت:

* این ماه رمضان برای ما درس هایی دارد؛ نه از قبیل درس هایی که انسان از زبان معلم یا از روی کتاب فرا می گیرد. بلکه از قبیل درس هایی که انسان در یک تمرین عملی، در یک کار دسته جمعی بزرگ فرا می گیرد. اولش همین درس ارتباط با خدا و حفظ پیوند قلبی با ذات احدیت و حضرت محبوب است. لذت این درس را چشیدید. دیدید که چگونه می توان با خدای متعال تماس برقرار کرد « و ان الراحل الیک قریب المسافه و انک لا تحتجب عن خلقک الا ان یحجبهم الاعمال دونک »

به خدا راه نزدیک است... این را در شب قدر دیدید؛ در هنگام توسل و زیارت و دعا دیدید؛ راز و نیاز کردید؛ دل خودتان را برای خدای متعال  به ارمغان بردید و محبت خودتان را با خدا محکم کردید. این لذت بزرگ را برای خودتان نگه دارید. این رابطه را نگذارید قطع شود...

  ( سید علی خامنه ای/ عید فطر 1386 )


* ماه رمضون ماه تولده... تولد دویاره ی هر کسی که انسانه! پس به جای عید فطر می گم: تولدتون مبارک!


* عید امسال بارونیه...!

 
نگارش در تاريخ شنبه 1388/06/28 توسط رضا شاه حسینی |
درباره وبلاگ

خدا را دوست دارم
و کشورم را
و همسرم را
والبته همه ی بندگان خدا را

پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ